دو شب قبل وقتی به میدون ولیعصر رسیدم یک مینی بوس رو دیدم که پنج پسر 15 تا 18 ساله رو سوارش کرده بودند.مینی بوس از همون مینی بوسهای سبزرنگ نیروی انتظامی بود.ساعت 8 شب بود و بخاطر ماه رمضان خیابون خلوت تر از همیشه بود. از کنار مینی بوس سریع رد شدم ولی با دیدن چهره مضطرب چند تا از اون بچه ها برگشتم عقب .تموم اون بچه ها ،آروم توی مینی بوس نشسته بودند و یکی از اونها هم معلوم بود ترسیده.لباس پوشیدنشون هم اصطلاحا تابلو نبود.پنج تا بچه دبیرستانی که حداقل قیافه هاشون کاملا موجه بود ولی چرا گرفته بودنشون خیلی جای سوال داشت.
از ماموری که کنار مینی بوس بود پرسیدم چرا این بچه ها رو گرفتند ؟گفت:"خوش تیپ بودند ،گرفتیمشون".یک سرباز تقزیبا 20 ساله با لهجه غلیظ شهرستانی. گفتم کی این بچه ها رو گرفته .گفت من نمی دونم .ازهمون بیرون از بچه های داخل مینی بوس پرسیدم کی شما رو گرفته .یکی از بچه ها با ترس اشاره ای به سربازی که چند متر اونورتر ایستاده بود، کرد. ازاون سربازها هم همین سوال رو پرسیدم .سرباز اولی گفت :کارت شناسایی نداشتند.گفتم آقا مگه در جمهوری اسلامی باید کارت شناسایی همراهشون باشه .من هم کارت ندارم.سرباز کناری میگه :"نه ،آخه پررو بازی در میاوردند".میگم میشه بپرسم چه پررو بازی درآوردند؟میگه:"اینها داشتند می رفتند وبا خودشون آواز می خوندند ،بعد ما ازشون کارت شناسایی خواستیم پررو بازی درآوردند و ماهم گرفتیمشون.میگم اینها حتی هنوز به سن قانونی هم نرسیدند .میگه میبرنشون دادسرای اطفال ،تعهد میدن ولشون می کنن.میگم "این همون طرح مبارزه با مفاسد اجتماعیه .سرباز چیزی نمی دونه و من هم مطمئن نیستم .می پرسم مگه میشه چند تا نوجوون دبیرستانی رو به همین سادگی گرفت و برد تا خانواده هاشون بیان تعهد بدن .می دونید چه بلایی سر این بچه ها میارید.....سرباز دومی با حسرت میگه خانوم شما غصه نخورید کی جرات داره اینها رو بزنه ..یک شماره هست بهش زنگ می زنن و شکایت ما سربازهای بیچاره رو می کنن اونوقت اگه ما جرات داشته باشیم دست روشون بلند کنیم میبرنمون پدرمون رو درمیارن...
چند تا سرباز که قراره تموم عقده هاشو ن رو با گرفتن چند تا جوون و نوجوون خالی کنن و...چند تا مامور که هنوز نمی دونند به نوجوونها مفسد اجتماعی نمیگن ....چند تا جوون که بدون اینکه برای کسی مزاحمتی ایجاد کنند برای خودشون آواز می خوندند و حالا باید خانواده هاشون ضمانت بدهند و ...پس اگه همین طور پیش بره باید کارگرهای بدبختی رو هم که گوشه میدونها و خیابونها میشینند تا یکی بیاد و برای کار ببردشون و با خودشون آواز می خونند به جرم مفسد اجتماعی بگیرن ...
همین هفته قبل بود که حدود 20 الی 30 تا نوجوون بسیجی با لباسهای سبزرنگ ،میدون ولیعصر پیاده شدند و همه دنبال رییسشون که پرچم ایران دستش بود ،می دویدند و شعار می دادند...نه مجوزی بود و نه کسی جرات داشت بهشون گیر بده و نه کسی می تونست دلیل این کارشون رو بپرسه اونهم دراون شلوغی خیابون ولیعصر ...
(و اما این هم یکی از عکسهای بدون شرح که در آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری گرفته بودم .البته چون عکس رو اسکن کردم خیلی بد شده.)






