روزهای اول که اومده بودم اینجا، سر تیترهام مشکل داشتند.یکی از بچه ها می گفت اونروزهایی که می گفتید تحریم انتخابات باید به این روزها فکر می کردید،حالا هم باید شکست رو بپذیرید به جای طعنه زدن ،نقد بنویسید.ولی کدوم نقد؟ نقد چی ؟نوشته ها وانتقادها می پوسند و فراموش می شوند ولی هیچ قدمی در راستای حل مشکلات برداشته نمیشه و به جایش کمیته ای برای برخورد با تخریب کنندگان رئیس جمهور محترم شکل می گیره.
انگار هیچ اراده ای برای حل مشکلات وجود نداره .انگار این مردم باید در همین منجلاب دست و پا بزنند تا دوباره چهار سال دیگه به خاطر وعده های عدالت و مهرورزی بیان پای صندوقهای رای و رایهای میلیونی بدهند تا کابینه فامیلی شکل بگیره و دوباره روز از نو و روزی از نو.
مثلا همین کارتن خوابهایی بدبخت . دیگه خسته شدم اینقدر تیتر زدم دولت زدم دولت مهرورز چرا سکوت؟.بچه های ایسنا و فارس هم که تا الان هرکدوم بیشتر از 10 تا خبر و گزارش کار کردند..حالا اینکه چند بارتوسط شورای شهر و بقیه و حتی نمایندگان مجلس به احمدی نژاد نامه نوشته شده و درمورد وضعیت کارتن خوابها تذکر داده شده بماند و اینکه هیچ اقدامی صورت نگرفته ..اینکه همین هفته قبل چادرهاشون آتیش گرفت و دو نفرشون در آتیش مردند و اینکه چند نفرشون هنوز در خیابانها سرگردانند.و یکیشون هم بالای پل عابر پیاده کنار خونه ما ...
امروز در یک خبر اومده نیم میلیون خانوار ایرانی منتظرند تا بتونند از خدمات کمیته امداد استفاده کنند.حالا این خدمات ماهی 8 تا 18 هزار تومان بوده که امسال شده 25 هزار تومان.نیم میلیون خانواده حداقل هر خانواده رو حداقل 3 نفر هم در نظر بگیریم (که معمولا این خانواده ها بیشتر از اینها بچه دارند)میشه 15 میلیون نفر به هر خانوار هم ماهی 25 هزار تومان میدهند و این رقم رو بر تعداد اعضای خانواده اگه تقسیم کنیم ....جالب اینجاست در حالیکه آستان قدس دارای ثروت میلیاردیه و کارخانه و باغها و ویلاهای مصادره ای و ... احمدی نزاد برای توسعه آستان حرم بودجه چندصدمیلیونی اختصاص میده ...
آمار بیکاری،فقر،ایدز،فروش کلیه ،خودفروشی،اعتیاد رو هم که دیگه وقتی می بینی از زندگی ناامید میشی. حالا به این اخبار ،اخبار قتل،تجاوز و ...رو هم اضافه کنیم دیگه میشه انفجار.در این کشور مردم حتی مالک جسم خودشون هم نیستند اینقدر که در نوع لباس پوشیدن و روابط جنسی هم برای افراد حد و حدود تعیین کردند.
یک سهام عدالت خواستند به این مردم بدبخت که زیر خط فقر زندگی می کنند بدهند،نفری 2 میلیون تومان سهام که حق فروش اون رو ندارند با اقساط 20 ساله و تازه اول به خانواده های شهدا،جانبازان ،ایثارگران و بعد افرادی که ریر خط فقرند حالا کی این سهام رو بدهند خدا داند.
بعضی وقتها با خوندن یک خبر حالم بهم میخوره از این همه حقارت و بدبختی که به مردم تحمیل شده.یکی از بچه ها میگه من فکر نمی کنم تو در زندگیت مشکل چندانی داشته باشی پس چرا این همه خودت رو اذیت می کنی و یکی دیگه از بچه ها هم میگه آخه اینجوری که تو پیش میری تا چند سال دیگه هم دوام نمیاری.خیلی دلم میخواد یکخرده که نه خیلی زیاد نسبت به همه چیز بی تفاوت باشم .دلم میخواد مثل بقیه زندگی کنم .حتی مثل مردمی که خیلی هم مشکل دارند ولی دیگه به بی خیالی زدند و دارند همین طور به این زندگی ادامه میدن. ولی آخه دوام آوردن و زندگی کردن به چه قیمتی؟زندگی کردن که نمیشه اسمش رو گذاشت باید گفت زنده موندن به چه قیمتی؟؟؟
پسر کوچولوی تقریبا ۴ ساله ای گوشه میدون انقلاب نشسته بود سه سال قبل.نخواستم بهش پول بدم که می دونستم اون پول برای این بیچاره خرج نمیشه.از کیفم یک سیب درآوردم و به پسر دادم.بهمن ماه بود .پسر نگاهی کرد و گفت این رو باید چیکار کنم.پسر نمی دونست اسم این سیب و پسر نمی دونست سیب یعنی چی.فقط تونستم کنارش بشینم و بگم این رو باید گاز بزنی و ....نمی دونم با این صحنه هایی که همیشه جلوی چشمام رژه میرند چطور باید بی خیال باشم ؟؟؟

