امروز هم گذشت .۶سال گذشت از روزی که دانشجویان را در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیدند .۶سال از روزی که به جرم اعتراضی مدنی دانشجویان را از پنجره ها ی کوی دانشگاه با فریاد یا فاطمه زهرا از ما بپذیر به پایین پرتاب کردند گذشت .امروز روبروی دانشگاه تهران خلوت تر از همیشه بود .چند مامور نیروی انتظامی که به تعداد انگشتان دست هم نبودند در گوشه و کنار پراکنده بودند .اما به حضور اینان نیز احتیاجی نبود چون گویی در سالروز کوی دانشگاه بر دانشگاه گرد مرده پاشیده اند.نمی گویم باید اعتراض می کردیم و شعار می دادیم که آموختیم جواب اعتراض گلوله است و باتوم ولی مگر نه اینکه مطبوعات آزاد رکن چهارم دمکراسی است و اعتراض دانشجویان کوی نیز به دلیل تعطیلی سلام بود و نه اینکه به دلیل فضای مطبوعات اکثر روزنامه نگاران به عرصه مجازی وبلاگ روی آورده اند پس چرا امروز حتی در این عرصه مجازی هم خبری از بزرگداشت حادثه کوی دانشگاه نیست.امروز دلم گرفت به اندازه تمام سالهایی که تلاش کردیم و فریاد زدیم .امروز یادی می کنم از زنی که در سالگرد کوی دانشگاه به دلیل کمک به من که دیگر خسته بودم از نفس کشیدن سیلی می خورد و به پسر نوجوانی که به جرم گرفتن دستانم برای فرار از حملات گارد ویژه زیر ضربات باتوم سیاه و کبود شده بود و طنین فریادهایش که به مذاق برادران انصار خوش نمی امد آقا جای خواهرمه مگه نمی بینی داره می میره . و من با دستانی که از شدت کشیده شدن بر آسفالت خونین شده بود و با یک لنگه کفش در پا و در حالیکه از شدت ضرباتی که خورده بودم در حلقه برادران انصار بر آسفالت سیاه خیابان بالا می آوردم ....هنوز هم کابوس آن شب را می بینم و .......ولی ما ماندیم در حالی که امیدمان به ناامیدی بدل شد و هر کدام در گوشه ای از این خاک آغشته به خون ....
امروز از رسانه ملی هم آهنگ یار دبستانی پخش نمی شود و هیچکس به خاطر دوستانی که دیگر یا در جمع ما نیستند و یا در بندند شمع روشن نمی کند.
ولی مظلومیت دانشجویان و تلاش آنان برای رسیدن به دمکراسی را در ذهن هایتان زنده نگهدارید.
نوشته نفیسه عزیزم و ساسان و مقاله خوب آرش هم یادی است از روزهایی که باید در خاطرمان زنده بمانند.
+ نوشته شده در شنبه 18 تیر1384ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده
|

