تبليغاتX
پرنده خارزار - گفتگو به جای مصاحبه

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

روز چهارشنبه باز هم من در خیابان گم شدم.خیابان منصور.یادم نمی اومد شماره پلاک جایی که قرار بود برای مصاحبه برم چند بود.تلفن همراه هم طبق معمول شارژ نداشت و روشن نمی شد.با تلفن یک رهگذر زنگ زدم و دوباره شماره پلاک رو پرسیدم.فکر می کردم دیر کردم ولی وقتی دکتر رزاقی گفت دو دقیقه هم  زود اومدید و من کلی خوشحال شدم. همیشه بدم میومد از اینکه سوالهام رو بصورت تیتروار بپرسم و منتظر جواب بمونم .ولی خب بعضی از مصاحبه شونده ها اینقدر جدی و عصبانی هستند که اصولا خودم هم ترجیح میدم زودتر مصاحبه تموم بشه ولی این بار در دو ساعتی که اونجا بودم هیچ مصاحبه ای انجام نشد و فقط گفتگویی بود در مورد خیلی از مسائل ؛ حقوق زنان و فعالان زن، وضعیت  مطبوعات ،اوضاع داخلی ایران  و حتی احساس بدی که بعد از سوم  تیرماه هنوز دست از سرم برنداشته.دکتر رزاقی هم با حوصله حرفهام رو میشنید و با سوالات جدیدش،زمینه بحث دیگری رو فراهم می کرد.بالاخره من با یک دنیا امید و تصمیم برای متمرکز کردن تلاشها و فعالیتهام اونجا رو ترک کردم.خوشحال بودم که بعد از مدتها تونستم یک گفتگوی خوب با استادی داشته باشم که میتونه با راهنماییهاش در خیلی از موارد کمکم کنه.البته جالب اینجا بود که گویا دکتر رزاقی هم زیاد اهل مصاحبه نیست و خب من هم برای اولین بار با اعتماد به نفس بیش از حدی که داشتم!!!!تونستم نظرشون رو در این مورد تغییر بدم و برای صبح شنبه دوباره قرارمصاحبه  بذارم .  

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1384ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده