تبليغاتX
پرنده خارزار - اقدام خودجوش مطبوعات و سه دروازه بهشت که به قم باز میشه ؟؟؟

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

 دیروز که خبر ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اومد،اصلا نمی تونستم جلوی گریه ام رو بگیرم .به همون اندازه ای گریه کردم که روزی که احمدی نژاد،رئیس جمهور شد و همون احساس بدی رو داشتم که در دور دوم وقتی رای رو به صندوق انداختم با گریه گفتم فقط به خاطر کشورم..... بهنازخیلی تعجب کرده بود از اینکه من باز هم دارم گریه می کنم....وقتی از آفتاب رفتیم بیرون مردم هنوز نمی دونستند چه اتفاقی افتاده و یا شاید هم می دونستند و دیگه براشون مهم نیست که ممکنه چه بلایی سرشون بیاد ...با خودم میگم این همه بی تفاوتی رو چطور میشه توجیه کرد...ما هم که همگی ماموریم و معذور....که نباید جو رعب و وحشت ایجاد کرد...باید از سیاستهای تیم هسته ای  ایران حمایت کرد... به همین دلیل هم همه مطبوعات در یک اقدام خودجوش به اتفاق تیتر می زنند شروع غنی سازی اورانیوم  و حمایت می کنند از اقدام ایران....

الان هم که محرم است در هر گوشه شهر تکایایی علم شده اند و چادرهایی که در اون سی دی و کتاب مذهبی فروخته میشه... یک کتاب رو بر میدارم و ورق می زنم..نوشته های صفحه ای رو که باز شده بارها و بارها می خونم ....دوباره همون صحنه های وحشتناک از جهنم ...سرم گیج میره از این رقابت برای به تصویرکشیدن  این همه خشونت به اسم دین....با خودم میگم خدایا تو میدونی که چقدر دوستت دارم....دوباره صفحه ای دیگه رو ورق میزنم ...نوشته شده بهشت 8 دروازه داره که سه تا از دروازه های اون به سمت قم باز میشه و کلی تعریف کرده از اینکه مردم قم بسیار مومن هستند و بسیار نمازگزار.....اینقدر از مردم قم تعریف شده که من فکر می کنم از فرشتگان بهشتی صحبت شده که هیچوقت گناه نمی کنند چون هیچ اختیاری ندارند....یادم نمیاد کی بود برام تعریف می کرد وقتی در صحن حرم در قم نماز می خونده یک زن کاغذی روی سجاده اش گذاشته ...کاغذی که شماره تلفنی داشته و نرخی برای صیغه شدن ....کتاب رو می بندم و میگم آقا...مرد با چفیه ای که به گردن انداخته به سمتم میاد ...دلم می خواد ازش بپرسم  چرا؟؟؟؟ولی هیچی نمیگم و فقط میگم ببخشید....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |