تبليغاتX
پرنده خارزار - شما هم چشمک می زنید ؟!

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

آقایی که من به تازگی همکارشون شدم،همیشه سر یک ساعتی با سر و وضعی مرتب و اتوکشیده وارد اتاق میشه ، کتش رو در میاره و میشینه پشت میزش ،زیاد حرف نمی زنه و سعی می کنه کاملا حواسش به کارش باشه ...خانمی که من باشم با سر و وضعی که باهاش راحت ترم یعنی با یک مانتوی جلوبسته بالای زانو ،شلوار جین یک خرده کوتاه و یک شال بلند و قیافه ای همیشه بدون آرایش می شینم پشت میزم و شروع می کنم به خبر خوندن و یا گزارش نوشتن .تا امروز هیچ صحبت خاصی جز سلام و احوالپرسی روزانه بین ما رد و بدل نشده تا اینکه امروز آقای همکار سوالی می پرسه که مخاطبش من هستم ...البته من عادت دارم در حالی که کار می کنم جواب مخاطبم رو بدم ...همین طور که در حال تایپ کردن گزارشم هستم سرم رو بر می گردونم و می بینم آقای همکار با ژستی خیلی جالب به من خیره شده و در یک لحظه به من چشمک میزنه !!!!!!!احساس می کنم اشتباه دیدم پس بدون اینکه چیزی بگم مشغول کارم میشم اما دوباره که سرم رو برمیگردونم می بینم باز هم همکار محترم به من چشمک می زنه ....و بعد برای چایی ام قند میاره در حالی که من اصلا قند نمی خورم ....و از خودم می پرسه در حالی که اصلا فرصت جواب دادن ندارم و دارم با دوست خوب جدیدی که خیلی راحت می تونم باهاش حرف بزنم(حرف زدن که نه یعنی حرف نوشتن)  و از نگرانی هام بگم ،در مورد موضوعی  که میخواهد گزارش بنویسه بحث می کنم ...

 

چند ساعت بعد در یک محیط دیگه یکدفعه یاد این صحنه می افتم و خنده ام می گیره ...به کتی میگم موضوع از چه قراره و کلی می خندیم ...اون هم میگه شاید تیک عصبی داره ...بیشتر خنده ام میگیره ....بدون هیچ منظوری میگم آخه این مردها چقدر بچه اند خب اگه از من خوشت اومده می تونی خیلی راحت بهم بگی تا من هم بگم نه،ولی خنده دارتر از این میشه که با چشمک زدن بخواهی با طرفت ارتباط برقرار کنی ... در این لحظه دوست خوبمون جادی میگه ولی اولین ارتباط من و همسرم از همین چشمک شروع شد (توضیحات بیشتر جادی رو می تونید در بخش نظرات بخونید)...و بعد در جواب سوال قبلی من می پرسه تو فکر می کنی چند درصد دخترها خیلی راحت وقتی در اولین برخورد بخواهی بهشون بگی ازشون خوشت اومده صادقانه و راحت میگن خب من هم از تو خوشم اومده ....پس باید یکجوری به طرفت بگی که برای تو با بقیه فرق داره یا نه ....چشمک هم در همین مواقع به کار میاد دیگه ...

 

نمی دونم چرا به این موضوع بیشتر فکر نکرده بودم در حالی که همیشه برام خیلی جالب بوده اولین ارتباطی که بین دو نفر آدم شکل میگیره... همیشه استدلالم این بوده  که طرف مقابل خیلی صریح می تونه حرفش رو بزنه و تو هم خیلی صریح جوابش رو بدهی ....ولی حالا که بیشتر فکر می کنم می بینم خیلی کار سختیه این که بخواهی از احساست با طرفی که نمی دونی چه برخوردی با احساست خواهد داشت ،خیلی صریح حرف بزنی .

حالا این خیلی برام جای سوال شده که واقعا چرا پسرها سعی می کنند با چشمک زدن ،طرف مقابل رو به خودشون جلب کنند؟!!! و اگه دختری از پسری خوشش بیاد ،اون هم  چشمک میزنه ؟!!! راستی اگه ما می تونستیم خیلی راحت از احساسمون حرف بزنیم یعنی باز هم به هم چشمک می زدیم ؟!!و اصلا این مقدمه چینی ها لازم است برای حرف زدن از یک احساس ؟!

راستی شما هم چشمک می زنید ؟!  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |