تبليغاتX
پرنده خارزار - کدام تکیه گاه استوارتر از رنج من؟

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

هرچند لحظه یک بار به صدای دختر جوونی گوش میدم که داره از خودش و تلاش هاش میگه....دختری که تنهاتر از تنهاست....به کپسول اکسیژنی فکر می کنم که گوشه خونه کوچیک استیجاری اش گذاشته بود برای لحظاتی که نمی تونه نفس بکشه...  و به رختخوابش که هنوز پهن بود چون توانی نداشت برای جمع کردنش ....در این سخت ترین روزهای زندگیش هم این دختر تنهاست .... میگه در طول یک سال گذشته، من سومین نفری هستم که به خونه اش رفتم....خودش کار می کنه البته به سختی چون وضعیت جسمانی خوبی نداره...در زمینه اطلاع رسانی ایدز فعالیت می کنه.....ماهی 120هزار تومان حقوق می گیره در حالی که نود هزار تومانش رو برای اجاره همین خونه کوچیک به صاحبخونه اش  میده.....یک دفتر داره پر از نوشته هاش....وقتی می  شنیدم و می دیدم وضعیتش رو، خجالت می کشیدم ازخودم که تا همین یک ساعت قبل از این که این دختر رو ببینم فکر می کردم دیگه نمی تونم ادامه بدم....هنوز هم فکر می کنم که این دختر چطور می تونه با این شرایط سخت ادامه بده.....دختری که سه بار تا پای مرگ پیش رفته....

 

نوشته بود در دفترش: " وقتی خسته می شوم قادر به اندیشیدن نیستم، به دنبال تکیه گاهی می گردم اما کدام تکیه گاه استوارتر از رنج من و اندوه من که چون کوهی پشت من ایستاده و مرا به جلو می راند و هدایتم می کند و من خسته از این راندنم".

 

پی نوشت۱: کدام یک از دوستان روزنامه نگار و یا وبلاگ نویس هستند که بخواهند در زمینه اطلاع رسانی ایدز بیشتر فعالیت کنند؟ دوستانی که بخواهند در یک کارگاه آموزشی در مورد روزنامه نگاری ایدز شرکت کنند؟ وقتی که می خواهیم از ایدز بنویسیم باید نکات خاصی رو رعایت کنیم و یا بهتر بگم روزنامه نگاری ایدز ، ادبیات و اصطلاحات خاص خودش رو داره .... لطفا اگه دوست دارید در این کارگاه شرکت کنید تا هم ایدز رو کامل بشناسید و هم روزنامه نگاری ایدز رو، حتما ایمیل بزنید و یا کامنت بگذارید.  

 

پی نوشت۲: گزارش کامل زندگی این دختر و فعالیت هاش در همین روزها چاپ میشه....

 

پی نوشت۳: راستی این رو هم بگم که من در این کارگاه هیچ کاره ام....چون هنوز در نوشته هام در مورد ایدز بعضی تذکرات و نکته ها رو فراموش می کنم....

+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 5:51 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده  |