راحله هم حرفهاي زيادي براي گفتن داره كه نميشه نوشت....به مريم عزيز كه الان هنوز در زندان هست، گفته بود :« حالا كه قرار اعدام بشم، خوشحالم از اين كه آرزوم برآورده شده....هميشه فكر مي كردم كه هيچ كسي رو ندارم كه بخواد کمکم کنه و ازم حمايت كنه...ولي حالا كه ناهيد و بقيه هستند فكر مي كنم به آرزوم رسيدم»
پي نوشت: دوستان خيلي زيادي براي نجات راحله تلاش كرده اند....مرجان عزيز،خبرنگار اعتماد كه از همون روزي كه خبر رسيد با ستاد حقوق بشر قوه قضائيه صحبت كرد و كلي تلاش و تا آخرين لحظه هم با تلفن هاش و تماس هاي مكررش، پيگير كار بود...خديجه مقدم عزيز كه در برف و سرما رفت روستاي خانواده مقتول در سراب....زهره عزيز، وكيل خوبي كه كلي تلاش كرد براي نجات جان راحله و نامه ای نوشت و به دست آقای شاهرودی رسونده شد....ناهيد عزيز با پيگيري هاش كه اين چند روز يك لحظه هم آروم و قرار نداشت....آيداي عزيز كه همراه تمام اين لحظات بود....مريم و جلوه عزيز كه از داخل زندان كلي تلاش كردند براي نجات راحله...و دوستان خيلي خوبي كه همراه ما در اون سرماي سحرگاه جلوي در اوين بودند براي گرفتن رضايت....آسیه، ایمان، ناهید و ناهید...
پی نوشت۲: زمان کمی برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول وجود داره..ایکاش تلاشها به نتیجه برسه و خانواده اش رضایت بدهند...
پی نوشت۳: دیروز رفته بودم یکی از این سازمان های حقوق بشری اسلامی برای پیگیری کار راحله....اونها هم به این وضعیت و اعدام هایی که صورت می گیره اعتراض داشتند....می گفتند چرا روی قسمت دوم آیه ای که در مورد قصاص هست و تاکید می کنه بر عفو و بخشش، کاری توسط قوه قضائیه و بقیه جاها صورت نمی گیره....چرا هیچ تحلیلی صورت نمی گیره در مورد شرایطی که افراد را به سمت قتل سوق میده...هرچند خودشون هم به نظر من کم امکانات نداشتند برای این که بتونند در این زمینه کار کنند...
پی نوشت۴: دیروز، کارم شده بود زنگ زدن به دفتر مراجع تقلید در قم....مجلس به یک فوریت طرح تغییر قانون ارث زنان رای داد...
