تبليغاتX
پرنده خارزار - چقدر بی پناهیم

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

ديشب دوبار مجبور شديم بريم روبروي اوين....يك بار ساعت يازده شب  و يك بار هم ساعت سه صبح...هوا سرد سرد بود....تا آخرين لحظه هم تماس ها براي جلوگيري از اجراي حكم راحله ادامه داشت تا با يك مهلت يك ماهه و حتي كمتر بشه رضايت خانواده شوهرش رو جلب كرد....قرار بود هفت نفر انسان ديگه هم اعدام بشن و هیچ کمکی هم از دست ما برنمی اومد... يك چيزي بيشتر از هر چيزي اذيتم مي كرد كه دلم مي خواد ازش بنويسم....مي خواستم از اين بنويسم كه چقدر بده احساس بي تكيه گاه بودن و بي پناه بودن در برابر مشکلات زندگي؛ حسي كه همه خانواده كساني كه قرار بود اعدام بشن از اون رنج مي بردند به نظرم...فكر مي كردم قانوني كه بايد از انسانها حمايت كنه چرا فقط آماده است براي مجازات اونها....علي (دبير حوادث اعتماد) ميگه يكي از انسان هايي كه قراره اعدام بشه يك مرد راننده است كه با چاقو يك ضربه وارد كرده به دزدي كه قصد سرقت ماشينش رو داشته...و حالا اون مرد اعدام مي شد...  

 

راحله هم حرفهاي زيادي براي گفتن داره كه نميشه نوشت....به مريم عزيز كه الان هنوز در زندان هست، گفته بود :« حالا كه قرار اعدام بشم، خوشحالم از اين كه آرزوم برآورده شده....هميشه فكر مي كردم كه هيچ كسي رو ندارم كه بخواد کمکم کنه و ازم حمايت كنه...ولي حالا كه ناهيد و بقيه هستند فكر مي كنم به آرزوم رسيدم»  

 

پي نوشت: دوستان خيلي زيادي براي نجات راحله تلاش كرده اند....مرجان عزيز،خبرنگار اعتماد كه از همون روزي كه خبر رسيد با ستاد حقوق بشر قوه قضائيه صحبت كرد و كلي تلاش و تا آخرين لحظه هم با تلفن هاش و تماس هاي مكررش، پيگير كار بود...خديجه مقدم عزيز كه در برف و سرما رفت روستاي خانواده مقتول در سراب....زهره عزيز، وكيل خوبي كه كلي تلاش كرد براي نجات جان راحله و نامه ای نوشت و به دست آقای شاهرودی رسونده شد....ناهيد عزيز با پيگيري هاش  كه اين چند روز يك لحظه هم آروم و قرار نداشت....آيداي عزيز كه همراه تمام اين لحظات بود....مريم و جلوه عزيز كه از داخل زندان كلي تلاش كردند براي نجات راحله...و دوستان خيلي خوبي كه همراه ما در اون سرماي سحرگاه  جلوي در اوين بودند براي گرفتن رضايت....آسیه، ایمان، ناهید و ناهید... 

  

پی نوشت۲: زمان کمی برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول وجود داره..ایکاش تلاشها به نتیجه برسه و خانواده اش رضایت بدهند...

 

پی نوشت۳: دیروز رفته بودم یکی از این سازمان های حقوق بشری اسلامی برای پیگیری کار راحله....اونها هم به این وضعیت و اعدام هایی که صورت می گیره اعتراض داشتند....می گفتند چرا روی قسمت دوم آیه ای که در مورد قصاص هست و تاکید می کنه بر عفو  و بخشش، کاری توسط قوه قضائیه و بقیه جاها صورت نمی گیره....چرا هیچ تحلیلی صورت نمی گیره در مورد شرایطی که افراد را به سمت قتل سوق میده...هرچند خودشون هم به نظر من کم امکانات نداشتند برای این که بتونند در این  زمینه کار کنند...

 

پی نوشت۴: دیروز، کارم شده بود زنگ زدن به دفتر مراجع تقلید در قم....مجلس به یک فوریت طرح تغییر قانون ارث زنان رای داد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده