تبليغاتX
پرنده خارزار - "به همین سادگی"

پرنده خارزار

تو به ویرانی این یا’س بکوش

"به همین سادگی" ساخته رضا میرکریمی رو امشب دیدم. روایتی ساده و واقعی از یک روز از زندگی یک زن خانه دار. چند نفری از دوستانم که فیلم رو دیده بودند، توصیه می کردند که حتمن باید این فیلم رو  دید هرچند تاکید داشتند که پایان فیلم اصلن خوب نیست و مطابق میل مرد داستان پیش میره. ولی به نظر من که پایان فیلم، کاملن منطبق بود بر واقعیت های زندگی زنان در جامعه ایرانی.

پی نوشت: به ندرت سینما میرم. یکی از دلایلش هم اینه که اعصابم خورد میشه. مردم، سینما رو گویا با پارک و یا اتاق خوابشون اشتباه گرفتند!!! با یک نایلون پر از خوراکی، اون هم از نوع چیپس و پفک، وارد سینما میشن. تمام اون مدتی که در سالن انتظار نشستند، هیچی نمی خورند. تبلیغات اول فیلم رو هم می بینند و درست وقتی که فیلم شروع میشه صدای بازشدن بسته های چیپس و پفک اعصاب خورد کن میشه. حالا وای به اون روزی که زن و مردی کنارت نشسته باشند که میخوان با عشوه چیپس بخورند. انصافن دلم میخواد بلند شم و چیپس هاشون رو بندازم توی سطل آشغال. این در موردی هست که فکر می کنند اومدند پارک. بدتر اون وقتی هست که طرف تاریکی سالن سینما رو با اتاق خوابش اشتباه می گیره. یک بار که ردیف های آخر نشسته بودم، اینقدر عشوه ها و آخ و اوخ دختر جوونی که کنارم نشسته بود اعصابم رو خورد کرد که اصلن نفهمیدم چی دیدم. حالا من هم خجالت می کشیدم بهشون بگم که گویا من بیچاره پول دادم فیلم رو ببینیم نه این که شاهد یک رابطه عشقی در صندلی های سالن سینما!!! باشم. تصمیم گرفتم از این به بعد اگه باز هم از این اتفاقات افتاد به جای این که اعصاب خودم رو خورد کنم، صندلی ام رو با یک مرد عوض کنم.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط محبوبه حسین زاده